نویسنده: زهره محجوب - ۱۳٩٠/٢/٥
ماه،
رنگ تفسیر من بود
مثل اندوه تفهیم بالا می آمد
سرو،
شیهه ی بارز خاک بود
کاج نزدیک،
مثل انبوه فهم
صحنه ی ساذه ی فصل راسایه می زد
کوفی خشک تیغالها خوانده می شد
از زمین های تاریک
بوی تشکیل ادراک می آمد
دوست،
توری هوش را روی اشیاء
لمس می کرد
جمله ی جاری جوی را می شنید
با خود انگار می کفت:
هیچ حرفی به این روشنی نیست
من کنار زهاب ،
فکر می کردم:
امشب راه معراج اشیاء چه صاف است.