این روزا بهار چقدر دور شده
شبای زمستون پر سوز شده
دل که با بوی بهار غنچه می داد
غنچه یخ بسته وپژمرده شده
باغبون غنچه ها،توی برفا گم شده
دلا پژمرده وزرد همه نارنجی شده
کاش ماشد توی بهار،غنچه لبخند بزنه
روی سرسبزی دل،پر بزنه
اشک یخ بسته دل،آب بشه
غنچه یاس ،روی شاخه وا بشه
کاش می شد با خنده ها بهارو چید
از همون گوشه چشم گلها رو دید
دل که از یخ زدگی ها وا بشه
شبنم عشق روی گلها آب بشه
شبنم وشادی کنار هم میان
رقص بلبل به نگاه گل میاد
کاش می شد توی بهار،همه ی بهارو دید
رقص گل،صدای بلبل،شرشرآبو شنید
این روزا بهار چه زندونی شده
صدای شرشر آبم دیگه پنهونی شده.