امروز مسیح دیگری در راه است

با یک سبد معجزه ی جاوید

با دست هایی پر ز مهر و گرم

با یک درخت از سیب های خاطره انگیز

 

من در حوالی اش کمین کردم

دزدانه و با یک نقاب از عشق

در زیر خاری سخت خوابیده

در باغی از تبسم های کال آن، نهالک های بی تزویر

 

امروز آری او

شکاری ست سخت و بی پروا

فردا

شکار دیگری ست در راه....