نویسنده: زهره محجوب - ۱۳٩٠/۱/۳٠
آه اگر راهی به دریاییم بود
از فرو رفتن چه پرواییم بود؟
گر به مردابی ز جریان ماند آب
از سکون خویش نقصان یابد آب
جانش اقلیم تباهی ها شود
ژرفنایش گور ماهی ها شود
آهوان،ای آهوان دشت ها
گاه اگر در معبرگلگشت ها
جویباری یافتید آواز خوان
رو به استغنای دریاها روان
جاری از ابریشم جریان خویش
خفته بر گردونه ی طغیان خویش
یال اسب باد در چنگال او
روح سرخ ماه در دنبال او
بر فرازش،در نگاه هر حباب
انعکاس بی دریغ آفتاب
خواب آن بی خواب را یاد آورید
مرگ در مرداب را یاد آورید.