آیاعشقهای زمینی هوسی فانی وزودگذراست؟وآیاعشق‌آسمانی همان عشق جاویداست؟وعشقهای زمینی بی سرانجام است ودرآن بی وفایی بسیار؟ویاعشق زمینی پلی است برای رسیدن به عشق آسمانی؟دریک نگاه وبه طور اجمالی انسان موجودی است دوبعدی :یک بعد جسم او وبعد دیگر روح ملکوتی او.همانگونه که جسم انسان نیازمنداست به خوردن وآشامیدن و....روح انسان نیز نیازمند به غذا است .غذای روح انسان توجه وعطوفت وعشق ورزیدن و...میباشد.اما آیاانسان فقط باید عشق بورزد؟وخلوت باعشق آسمانی نیازهای او را برآورده می سازد؟وآیااین رسیدن انسان به ملکوت الهی نیاز به زمینه هایی دارد؟روح انسانی در مراحل بسیار متعالی به عشق آسمانی میرسد.که دراین حالت معبود او یگانه معشوقش وبرآورنده تمام نیازهای روحی اوست .اماچنانچه از سیره انبیا وایمه برمی آید دراین مورد نیز جای بحث است.امااین عشق آسمانی ازکجاآغاز میگردد؟ازعشقهای زمینی؟ازتوجه؟ازمهربانی؟ازضمیر ناخودآگاه وفطرت خداجوی آدمی؟راستی آاصلانقطه آغازی اش کجاست؟که درنهایت بیحدخودبه عشق آسمانی می رسد.عشق هم همچو ن نردبانی است که باید پله های آن راپیمود تابه اوج آن رسید.امانردبانی دارای ابتدا و لایتناهی.وهمچون قله ای بی انتها.که باید آنراازکوهپایه پیمود.راستی عشق چیست؟چه بسا عشاق بسیاری که عشقهای زمینی رادرک نموده اندودرنهایت بی انتهابه عشق واقعی نایل شده اند.وکسی که عشق زمینی را درمعنای واقعی آن درک نکند نمی تواند به عشق آسمانی برسد.  بلقیس