انتظار،
فرصت دیدار آیینه است،
در حضورشمع .
پرچمک های گل سرخ ،
در فصلی به فصلی شدن هاست.
بال های سوخته ی شاپرک ها گواهند.
انتظار،
فرصت تمدید فرات است،
در عطش نینوا.
طومار کوفیان ،
بر رأس حسین (ع)حک شدن است.
آه نینوا !
ای سرزمین موعود،
ای سرزمین شاپرک ها،
اینک پلاک های گمنام قد کشیده اند.
استخوان های کاشته در خاکت،
در سینه ی سوختگان مادرانم،
و درباران های نهالکان شهیدانم،
روئیده اند.
روزی که تو آیی..
ای تک سوار آسمانی.
و ای آخرین اختر تابناک خدایی،
زمین آبستن می زاید.
ای سرزمین راستی ،
کاش من نیز در دشت های اقیانوست،
بوسه بر خاک پایش می ساییدم.
وبا ابر دیدگان منتظرم،
وضو می ساختم.
تا در شمیم پگاهش،
رو به آستانه ی نور،
در بهت ناباوری هایم ،
نماز باور می خواندم.
ای ابری بهاران،
و ای منتظران،ببارید.
شاید که این حسرت به دیدار رسد.
و ای بادهای سهراب ،
بوزید.
تا که گلبانگ اذانتان،
این کویر تشنه را ،
به تماشای دوست رهسپار سازد.