نویسنده: زهره محجوب - ۱۳٩٠/٢/۳٠
در بت خانه کجاست؟
من از آن دورترم
دور تر از بوته ی یاس
علف هرزه که خارش با کتم درگیر است
دور کردست مرا
بوی یاس پیچیدست
دل به تاب آمده،اما چه کنم؟
کت من درگیر است
می کشم چنگ بر هرزه ولی،
از دو قدم دورترم
می زند چنگ به پیراهن من
یک علف هرز دگر
بوی یاس پیچیدست
چه کنم؟
من از آن دورترم
گیر به نی و هرزه ی آن
بر پیراهن وکفش وکت وآن جوربکان
دور کردست مرا
چاره ام چیست؟...کجاست؟
چاره ام لختی و بی پیرهنی است
کت و آن جوربکان،
کفش ولباسم همی درگیری ست
نی ونیزار وآن تیغ به گلزار
همه ی درگیری ست
نی که نتوان همه اش چید ودرو کرد،بهار
اما بتوان چید ودرو کرد همه ی جوربکان
یک به یک واکنم آن پیرهنان
بوی یاس وقدح ومی خانه
گذر دوست در آن بت خانه
همه اش در گرو پیرهن است
پس کنم آنهمه را تا برسم
بر در آن می خانه